قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
705
تاريخ الفي ( فارسى )
ذكر وقايع سال چهل و نهم از رحلت پيغمبر ، صلّى اللّه عليه و آله در اين سال عمرو بن مرّة الجهنى به غزوهء ارض روم رفت و جنادة بن ابى اميّه نيز از راه دريا به غزوهء آن ديار رفت . و بعضى گويند در اين سال كسى از راه دريا به غزوهء آن ديار نرفته بود . و گروهى از مورّخين برآنند كه در اين سال معاويه ، عبد الرحمن بن امّ الحكم را از كوفه عزل كرد و ايالت آن را به نعمان بن بشير الانصارى داد . و قولى آنكه امرى كه سابقا مذكور شد ، كه عبد الرحمن بن امّ الحكم را مردم كوفه بهواسطهء جور و ستم سال قبل از اين از كوفه بيرون كردند ، در اين سال اتّفاق افتاد . و نيز در اين سال عبد الرحمن بن زياد را امارت خراسان ارزانى داشت . و اين عبد الرحمن در امارت خراسان بود تا آنكه بعد از قتل امام حسين ، عليه السّلام ، پيش يزيد آمد و با او از نقد بيست هزار هزار درم بود ، امّا چون او مردى كريم بود و ضعيفدل و قدرت بر جهاد نداشت يزيد گفت : اگر ميل دارى ما حساب تو كنيم و آنچه دارى از تو بستانيم و باز تو را به ايالت خراسان فرستيم . و اگر خواهى تو را عزل كنيم و هيچ از تو نگيريم ، اما به شرط آنكه آنچه دارى از زر نقد خمس آن را كه مبلغ پانصد هزار درم مىشود به عبد اللّه بن جعفر بدهى . پس عبد الرحمن اين شق اختيار كرد و مبلغ هزار هزار درهم نزد عبد اللّه بن جعفر فرستاد و گفت : پانصد هزار از اين از جانب يزيد است و پانصد هزار از من . و يكى از وقايع اين سال آنكه عبيد اللّه بن زياد را از ايالت بصره عزل كرد و باز در همين سال به او تفويض نمود . و منشاء [ 95 ب ] اين امر آن بود كه در اين سال ابن زياد با جمعى از اكابر و اعيان نزد معاويه به دمشق آمد . احنف بن قيس كه از مشاهير و اعيان بصره بود نيز همراه بود ، امّا ابن زياد با احنف بسيار بد بود و او را ذليل و خوار مىداشت . اما چون اعيان بصره در